مرتضى مطهرى

88

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آفريده مىشود تا احتياجى به پاى دونده و يا به شاخ و ديگر وسائل دفاع باشد ؟ در جهان حيوانات از طرفى ترس و حسّ گريز از خطر در حيوانات ضعيف و شكار شدنى وجود دارد ، و از طرف ديگر سبعيّت و درنده‌خوئى در حيوانات نيرومند و شكاركننده قرار داده شده است . براى بشر اين پرسش مطرح مىشود كه : چرا عامل هجوم و تجاوز وجود دارد تا لازم شود تجهيزات دفاعى از روى شعور و حساب بوجود آيد ؟ اين پرسشها و اشكالات كه حلّ آنها نيازمند به تجزيه و تحليل‌هاى دقيق و عميقى است ، مانند يك گرداب مهيب ، گروه‌هائى را در خود فرو برده است . براستى در اينجا بايد گفت : در اين ورطه كشتى فرو شد هزار * كه نامد از او تخته‌اى در كنار فلسفه‌هاى ثنوى مادى ، و فلسفه‌هاى بدبينانه ، غالباً در اين گرداب مهيب شكل گرفته‌اند . ثنويّت بشر و مخصوصا نژاد آريا ، از ديرباز پديده‌هاى جهان را به دو قطب ( « خوب » ها - « بد » ها ) تقسيم مىكرده است . نور ، باران ، خورشيد ، زمين و بسيارى از چيزهاى ديگر را در قطب خيرها و خوبها بشمار مىآورده است ؛ و تاريكى ، خشكسالى ، سيل ، زلزله ، بيمارى ، درندگى و گزندگى را در صف بدها و شرور جاى مىداده است . البته در اين دسته‌بندى ، بشر ، خودش را مقياس و محور تشخيص قرار مىداده است ، يعنى هر چه را كه براى خويش سودمند مىيافته « خوب » مىدانسته و هر چه را كه براى خويش زيانمند مىديده « بد » مىناميده است . براى انسانهاى پيشين اين انديشه پيدا شده است كه آيا بدها و شرها را همان كسى مىآفريد كه خوبها و خيرها را پديد آورده است ؟ يا آنكه خوبها را يك مبدأ ايجاد مىكند و شرها را مبدئى ديگر ؟ آيا خالق نيك و بد يكى است ، يا جهان دو مبدأ و دو آفريننده دارد ؟ گروهى چنين حساب كردند كه آفريننده ، خودش يا خوب است و نيكخواه ، و يا بد است و بدخواه . اگر خوب باشد بدها را نمىآفريند ، و اگر بد باشد خوبها و خيرها را ايجاد نمىكند . از اين استدلال ، چنين نتيجه گرفتند كه جهان دو مبدأ و دو آفريدگار دارد ( ثنويّت ) .